![]() |
![]() |
|
| در سـر عـقـل بـایــد بـی کلاهـی عــار نیسـت |
|
هنوز تنور انتخابات ریاست جمهوری گرم نشده است اما موضوع انتخاب کاندید اصلاح طلبان در میان حامیان این طیف و تفکر دغدغه هر روزه است هر روز روزنامه ها تیتر می کنند که او می آید و این نه . یک روز خاتمی می گوید یا من یا میر حسین فردا تکذیب می کند . یک روز می گویند میرحسین در حال بررسی است فردا می نویسند در حال بررسی نیست اما دو شرط دارد .شرطهایی که همه می دانند محقق نمی شود پس میر حسین نمی آید . روز دیگر همین روزنامه ها از قول کروبی می نویسند به نفع هیچکس کنار نمی روم . خلاصه به نحوسردرگم کننده ای همه طرفداران اصلاحات را سردرگم کرده اند آن سان که گویا خودشان هم سر درگم اند . در مورد نامزد اصلاح طلبان در انتخابات آینده احتمال یکی از سه نفر دیگر بسیار بیشتر از افرادی چون نجفی ، عارف و نوری است. کروبی از شکست دور قبل تاکنون در فکر انتخابات آتی است . میرحسین موسوی دوره را برای ادای دین به انقلاب مناسب می بیند دوره ای از همه پاشیده و وضعیتی نامناسب و میرحسین با چهره ای اسطوره ای می تواند پیروز شود . خاتمی هم که در حال بیش از همه احتمال رای آوری دارد . اما کدام یک مناسب تر است؟؟؟ خاتمی. بی شک با آن اخلاقی که از او سراغ داریم به صحنه نمی آید خاتمی با آن مناعت طبع و حجب و حیا و صبوری و با این وجهه بین المللی که برای خود ساخته هیچگاه حاضر نمی شود خود را در مظان محکی قرار دهد که می داند همه تصمیم با مردم نیست . اطرافیان دلسوز هم بر عکس کسانی که ورود خاتمی را مجالی برای خودنمایی می دانند راضی به آمدن این سید خندان نیستند چون می دانند آمدن برای او رفتنی حسرت بار دارد . چون می دانیم خاتمی در برابر نیروهای غیبی و تصمیم گیرندگان پس پرده از سر مناعت طبع و حیا نه از سر ترس کوتاه خواهد آمد . این را از تجربه هشت ساله اش می توان به راحتی دید . میر حسین موسوی . همه می دانند او مشکل دارد و نمی آید از همان دوم خرداد که گفت می آیم و به طرفه العینی ناپدید شد و نامه گذارد که شرمنده نمی آیم معلوم است این بار هم این بحث آمدن همان است که بود . گرچه این بار سایت کلمه را راه می اندازد سخنرانی های جذاب می کند . همه می دانند میرحسین موسوی در زمانی که نخست وزیر بود با رئیس جمهور وقت و رهبر کنونی دچار مشکل بود بعد از آن جلسات رای اعتماد مجلس و معرفی شدن ولایتی از سوی رئیس جمهور میرحسین تنها گزینه ای بود که باید نخست وزیر می شد اما این نخست وزیر تا آنجا دچار مشکل شد که استعفای خود را نه به مقام مافوق یعنی رئیس جمهور که به امام تقدیم نمود و این عدم نقدیم استعفا به رئیس جمهور معلوم است یعنی چه . و در این گیرودار مشکلات آن حرف تاریخی امام در حمایت از میرحسین که گفته کسانی از دولت ایراد می گیرند کمه توان اداره یک نانوایی را ندارند گویا هنوز داغ دل عده ای از افراد ذی نفوذ است . با این سابقه مشخص است که میر حسین موسوی هیچگاه وارد عرصه نخواهد شد یا نمی گذارند بشود . اما این صحبتهای خاتمی و مسایل همیشگی در آمدن میرحسین چیست ؟؟ می توان میرحسین به لولویی تبدیل شده است که در آستانه انتخابات اصلاح طلبان نام او را می آورند تا مراکز قدرت از ترس آمدن او به هر کس دیگری را ضی شوند . همان مثال معروف که می گفت به مرگ می گیرند تا به تب راضی شود . شاید نام موسوی را می آورند تا به خاتمی راضی شوند . کروبی . از همان خواب اصحاب کهف در سحرگاه انتخابات قبل تمام مسایل شیخ مهدی آغاز شد . کروبی آنچنان زین و یراق بسته که معلوم است به هیچ وجه از میدان به در نمی رود . تحمل کروبی برای مراکز قدرت یا به قول خودش نیروهای غیبی هم آسان تر است چرا که هر چه باشد کروبی از مبارزان و نسل تو انقلاب است . از خودمان نیست اما از خاتمی و میرحسین و نوری بهتر است . تنها مشکل کروبی صراحت اوست که اگر به سیم آخرش بزنند می گوید آنچه نباید . چنانکه به صراحت اعلام کرد در انتخابات تقلب کرده اند و هیچکس این گفته را رد نکرد . به صراحت و در پس پرده ها گفت آقازاده در انتخابات دست داشته گرچه می گویند شنیده که آقازاده نیست برای خودش آقایی است . از کسی می شنیدم که کروبی در جلسه خصوصی گفته من آفتاب لب بام ام و کارهایم را کرده ام این بار اگز رئیس جمهور شوم از تمام سیاست و صراحت ام استفاده می کنم . نمی دانم چقدر این حرف درست است اما شاید بتوان امیدا داشت کروبی در برابر مشکلات افشا کند . انتخابات آینده شاید عرصه پیروزی هیچیک از نفرات بالا نباشد اما ممکن است پیروزی یکی از این افراد آغازی باشد بر راهی تازه . راهی که با صراحت کروبی یا با سماجت میرحسین یا تجربه خاتمی آغاز می شود . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سید افشین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اولین حروفی که نوشتن آن را آموختم
آی با کلاه و آی بی کلاه بود . اوایل آن ~ بالای ا برایم جذاب بود اما بعدها فهمیدم آیٍ بی کلاه بهتـر است از هـزار کلاهٍ آی با کلاه . آی بـی کلاه نه کلاهی دارد که بردارند و نه کلاهـی سـرش مـی رود . ایستاده ســــاده راست قامت بـی هیـچ تعلقی ... |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
|
RSS
|