تبليغاتX
آی بـــی کــلاه
در سـر عـقـل بـایــد بـی کلاهـی عــار نیسـت

 

از اول انقلاب اخبار فلسطین در صدر رسانه های ایرانی است . گویی فلسطین جزیی از خاک ایران است . در هر بخش خبری رسانه ملی همیشه خبری از فلسطین وجود دارد . اصلا نمی خواهم تاریخچه فلسطین و کشمکش با اسرائیل را بنویسم چون نه از آن خبر دارم و نه حوصله اش را دارم . پس علاقمندان خودشان زحمت تاریخچه طولانی را بکشند . اما سوالی برایم ایجاد شده است که خیلی دلم می خواهد نظرات خوانندگان را در مورد این سوال بدانم .

این روزها اخبار مدام از محاصره غزه خبر می دهد از اینکه مثل دوهزار سال پیش اسراییلی ها ایستاده اند و نمی گذارند غذا به داخل غزه برود دارو هم نیست برق و از این حرفها هم که تعطیل شده است . تصاویر هم که واقعا وحشتاناک است ضجه های مادر جوان از دست داده و تصور سختی زندگی کودکانی که فقط گناه هاشان این است که فلسطینی اند و گناه مردمی که فقط خواسته اند بر اساس یک انتخاب دموکراتیک تحت نظارت جهانیان حماس را انتخاب کنند . اصلا با این حرفها هم کاری ندارم مسئله اصلی این است :

چرا ما ساکتیم . ما که حکومتی داریم که با تمام ضعفا رفیق است و هر جا خون از دماغ مسلمانی بریزد راهپیمایی راه می اندازد و یک روز بازار و حوزه و مدرسه را تعطیل می کند . ما که امام مان برای کتاب سلمان رشدی حکم حقه ارتداد صادر کرد . در عربستان به خاطر برائت از مشرکین کشته دادیم . ما که سالها با مسلمانان بوسنی همدردی می کردیم و هنرمند بزرگمان برای کودکان افغان اعانه جمع می کرد . ما که تقی به توقی می خورد راهپیمایی راه می انداختیم امروز چه بلایی سرمان آمده که ساکت ایم . من شخصا اصلا موافق راهپیمایی و این حرفها نیستم اما برایم واقعا سوال است که شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی چرا یک بیانیه ساده هم نمی دهد ؟ چرا نتمی گوید مردم بریزند در خیابان و محکوم کنند ؟ البته بماند که ما تمام راهپیمایی هایمان دولتی است و هیچوقت خود جوش به خیابانها نمی ریزیم . دولت دعوتمان می کند و ما می آییم و دولت از آمدن ما بهراه اش را می برد . انگار این روزها فلسطین دیگر بهره ای برای دولت ما ندارد تا دولت اسرائیل ستیز احمدی نژاد از راهپیمایی مردم برای او استفاده کند . شاید با توجه به انتخابات آمریکا و امید به بهبود رابطه قرار با این است که کمی فتیله اسرائیل ستیزی را پایین بکشیم و ساکت بمانیم تا ببینیم چه می شود . مثل همان کاری که با مسلمان که نه با شیعیان زیدی در چچن کردیم سکوت کردیم تا روسیه آنها را بکشد و در عوض برای ما نیروگاه بسازد .

آره انگار الان وقت بر آمدن رگ غیرت برای فلسطین نیست .

انگار باید کم کم با اسرائیل کنار بیاییم همانطور که مشایی گفته بود و به نوعی آمده سازی کرده بود باید با اسرائیلی های عزیز هم رفاقت کنیم . دیگر دوری بسه .

شاید دیگر پز حمایت از مظلوم خریدار ندارد یا با بهای آن نمی توان چیزی برای خود جور کرد .

البته من  شخصا موافق فلسطین ام و موافق دموکراسی آنان و رای آنها و دولت منتخب آنها . 

  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید افشین | 

 

چند شب قبل داشتم کتاب بی نظیر بوتو دختر شرق را می خواندم که خاطراتی است جسته و گریخته از پاکستان و سختی هایی که بی نظیر بوتو نخست وزیر اسبق آن و اعضا حزب مردم در جهت رسیدن به دموکراسی متحمل شده بودند . در قسمتی از این خاطرات آمده بود در زمانی که اختناق حکومت نظامی ژنرال ضیاءالحق به اوج رسیده بود و خبری از دموکراسی نبود چند نفر از مردم عادی در اعتراض به استبداد و در جهت رسیدن به دموکراسی اقدام به خودسوزی کردند .

برای من خیلی تکان دهنده بود که یک هندو مذهب یا یک مسلمان فقط برای رسیدن به دموکراسی خودکشی کند آن هم نه با طناب یا زهر بلکه با شعله های آتش و در انظار عمومی . خیلی برایم عجیب بود ایستادگی کردن مردم تا این حد در برابر استبداد . فردی حاضر به نبود خود می شود فقط برای آنکه دیگران به حاکمیت بر سرنوشت خود برسند . به راستی چرا مردمی در پاکستان در چهل سال قبل به این حد رسیده بودند و مردم ما در حال حاضر تا این حد نسبت به سرنوشت خود بی علاقه و بدون کنش باقی مانده اند ؟ چرا در کشوری چون پاکستان که تا حدود بسیار زیادی از لحاظ فرهنگی و اجتماعی به ما شباهت دارد  تحزب و دموکراسی خواهی تا این حد تعمیق شده است ؟ البته من هم با شما هم عقیده ام که ما هم در مواقعی چون پاکستانی ها نسبت به سرنوشت خود حساسیم . انقلاب مشروطیت در صد و سه سال قبل ، نهضت ملی شدن نفت در دهه سی و انقلاب 57 همه همه نشان از آن دارد که مردم ما هم نسبت به سرنوشت خود حساس اند اما در تمام این موارد هم یک موضوع مهم وجود دارد و آن وجود رهبری است فراتر از همه ، در مشروطیت رهبران مذهبی و روشنفکران از فرنگ برگشته در نهضت نفت مصدق و کاشانی و در انقلاب 57 امام . البته در این میان یک استثنا هم هست و ان دوم خرداد است که مردم با رای خود رهبر اصلاحات را از ناشناختگی کامل به ظهور رساندن آن تنها موردی بود که مردم رهبر ساز هم شدند .

شاید در این ایام که کم کم به انتخابات نزدیک می شویم باز مردم باید یکبار دیگر رهبر برای خود بسازند و بتراشند . باز باید مردم نسبت به سرنوشت خود حساس شوند و بفهمند که حکومت خود بر خود بهتر از حکومت غیر بر خود است .

در مجموع ما ایرانی ها چندان مایل به حرکت های انتحاری نیستیم و خیلی سخت به سمت حرکت شدید برای رسیدن به حقوق خد می رویم . شاید این از جهاتی خوب باشد اما نقطه بد آن این است که پایان این عدم تمایل معلوم نیست مشخص نیست و این هم جای امید است برای آزاد اندیشان و هم تهدید است برای حکومت ها که نمی دانند مردم تا کجا همراه آنها هستند .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید افشین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اولین حروفی که نوشتن آن را آموختم
آی با کلاه و آی بی کلاه بود .
اوایل آن ~ بالای ا برایم جذاب بود
اما بعدها فهمیدم آیٍ بی کلاه بهتـر است از هـزار کلاهٍ آی با کلاه .
آی بـی کلاه نه کلاهی دارد که بردارند
و نه کلاهـی سـرش مـی رود .
ایستاده
ســــاده
راست قامت
بـی هیـچ تعلقی ...

نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
پیوندها
آی بــی کـــلاه (نسخــه شمـاره 2)
مـهــدی کــــروبــــی
سیــد محمـد خاتمی
حـزب اعتـمـاد ملـــی
رسـول منـتــجـب نیـا
عـبــــاس عـــبـــدی
امــام مـوسی صــدر
آیــت الــه صــانــعــی
هاشمی رفسنجانی
روزنامـه اعتمــادملـی
دیپلماسی ایرانی
اکــبـر اعـلـمـی
هم میهن
الــپــــر
قــطـار
امـروز
تغیـیـر
ایران در جهان
دنیای سیاست
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

قطار وبگردی